تبلیغات
Game - Assassin creed 3 نکات ، داستان و سوالات
 
درباره وبلاگ


کمیاب ترین مطالب بازی های روز دنیا در این وبسایت

از این آدرس هم میتوانید به وبسایت Game وارد شوید.
www.1-game.orq.ir

اگه مطلبی دارید که می خواهید در انجمن Games ارسال کنید به آدرس زیر برید
www.games.xzn.ir

برای تبادل لینک ابتدا وب سایت من رو با اسم Game یا دانلود بازی کم حجم لینک کنید و بعد درخواست تبادل لینکتون رو ارسال کنید تا وبتون بررسی و در صورت داشتن پیج رنك 2 یا بالاتر لینك میشید .

کلمات کلیدی:

بازی,گیم,Game,بازی آنلاین,بازی آنلاین فلش,تبادل لینك,تبادل لینك با پیج رنك 2,بازی های کامپیوتری,بازی,ترینر,بازی کم حجم,نقد و بررسی,اخبار بازی,دانلود بازی کم حجم,عکس بازی ها,بازی موبایل| سگا,بازی های دخترانه داغ,تریلر,اسکرین شات,تصاویر بازی,بازی شاهزاده ی ایران,بازی کامپیوتری پر حجم,داستان بازی,راهنمای بازی کامپیوتری,پچ,کرک بازی,بازی مسابقه ای,سیو,کد تقلب,کتاب بازی,بازی های سه بعدی,بازی گوشی چینی,اضافات Gta,جی تی آی,Gta 5,بازی های فلش آنلاین,بازی های فلش آنلاین تعویض لباس,امتیاز گیری,رانندگی,ماجرایی,دخترانه,پسرانه,
دونفره,حیوانات,پرندگان,مدیریت,ماشین,کشتن,اکشن,فوتبال,ماریو,خون,توپ,فضا,بازی های آنلاین فلش

مدیر وبلاگ : Peyman
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
كدام یك از سری بازی ها بهترند؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Game
دانلود بازی کم حجم کامپیوتر|دانلود سیو|دانلود ترینر|دانلود تریلر|دانلود بازی های دخترانه آنلاین|دانلود بازی های فلش|اخبار|عکس|
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 1390/12/25 :: نویسنده : Peyman
Assassin creed 3 نکات ، داستان و سوالات


Assassin creed 3 نکات ، داستان و سوالات

Assassin’s Creed
brotherHood
Review

Assassins Creed:brotherHood نسخه ای جدید از سری Assassins Creed و ادامه ی مستقیمی بر شماره دوم این سری یعنی AC2 است که داستان ان بلافاصله پس از پایان نسخه ی دوم اغاز می شود.داستان بازی ادامه ی زندگی شخصیت شماره دوم بازی یعنی اتزیو را روایت می کند که اکنون به بالاترین مقام در فرقه اش یعنی Master assassin رسیده است.وی در این نسخه متحدان قدیمی خود را ملاقات می کند و متحدان جدیدی را نیز دست و پا می کند،تا بتواند با خانواده ی ظالم ان زمان یعنی خانواده ی بورجیا،که تمامیه اعضای ان تمپلار هستند بجنگد و شهر رم را اباد کند،ثروت ان را به مردم بازگرداند و حماسه ی جدیدی در عصر رنسانس بیافریند.
همچنین در این نسخه ما می توانیم زندگی اساسین های امروزی را نیز دنبال کنیم.

بقیه در ادامه مطلب

خطر اسپویل داستان!


داستان:

سقوط مونتریجیونی

داستان بازی بلافاصله پس از اتمام نسخه ی دوم شروع می شود.جایی که اتزیو بعد از خروج از vault در حالی که از پیام مینروا به شدت شگفت زده شده سعی می کند از واتیکان فرار کند.وی با کمک عمویش ماریو از واتیکان فرار کرده و به سوی مونتریجیونی می تازد.
پس از اینکه اتزیو به مونتریجیونی می رسد،در جلسه ای با اساسین ها،مواردی را که در vault دیده بود به گوش انها می رساند و انها را از سخنان مینروا مطلع می کند.به عقیده ی ماریو حوادثی که مینروا از انها صحبت می کرد مدت ها بعد روی خواهند داد.و به عقیده ی او این حوادث به انها مربوط نیست.
در حالی که اساسین ها در ویلا با ارامش به استراحت مشغولند و از پیروزی خود در برابر بورجیا مسرورند،تمپلار ها به رهبریه چزاره بوجیا،پسر خاندان بورجیا به صورت غافلگیرانه به شهر حمله می کنند.
نیرو های مقاوت شهر که اکنون یازان Caterina Sforza نیز به انها اضافه شده اند غافلگیر می شوند و نمی توانند در برابر نیرو های چزاره مقاومت کنند.
اتزیو که در ان هنگام با کاترینا خوابیده بود،با سر و صدای توپ های جنگی بیدار شده و وقتی یک توپ جنگی از بالای سرش می گذرد و لباس الطیر را نابود می کند،تازه متوجه می شود که تمپلار ها به شهر حمله کرده اند.
اتزیو بلافاصله ماریو را ملاقات می کند تا دستورات را از او دریافت کند.سر انجام به توافق می رسند که اتزیو به محافظان کمک کند و ماریو از طریق در مخفی Sanctuary مردم را از شهر خارج کند.
نیرو های مقاومت شهر چاره ای ندارند جز اینکه از شهر حفاظت کنند تا ماریو بتواند مردم شهر را کاملا تخلیه کند.اما تلاش مرسنری ها بی فایده است و بعد از مدتی چزاره دروازه ی شهر را از جا کنده و وارد مونتریجیونی می شود.وی در حالی که سیب بهشتی را در دست دارد و ماریو و کاترینا را اسیر کرده است،ماریو را به ضرب گلوله و با سلاحی که داوینچی اختراع کرده می کشد و این قتل را به عنوان یک دعوت نامه به رم تلقی می کند.در همین هنگام یکی از افراد دشمن به اتزیو شلیک می کند و شانه ی چپ او را زخمی می کند.
بعد از اینکه تمپلار ها شهر را ترک می کند اتزیو توسط مرسنری ها به هوش می اید و متوجه می شود که تعدای از تمپلار ها در شهر باقی مانده اند تا همه ی اساسین ها را نابود کنند.به هر حال اتزیو به کمک خواهرش کلودیا تمپلار ها را می کشند و به همراه مادرشان از شهر فرار می کنند.
پس از این اتزیو که دیگر خانوادی ی خود را دز امان نمی بیند،انها را به فلورانس می فرستد و خود به تنهایی به طرف رم حرکت می کند.اما به دلیل زخمش در میانه ی راه از هوش می رود.

بار دیگر در شهر

بعد از دیدن ماجرا های اتزیو،ما به زمان دسموند بر می گردیم،دزموند و گروهش به تازگی از مخفی گاه اساسین ها فرار کرده و به سوی تنها مکان امن در ایتالیا یعنی ویلا اودیتوره،در حرکتند.پس از رسیدن انها به ویلا،دسموند متوجه می شود که در ورودیه Sanctuary بسته است.اتزیو و لوسی به هر نحوی که شده،از طریق در پشتیه Sanctuary وارد می شوند و در اصلی Sanctuary را برای شان و ربکا باز می کنند.پس از ورود گروه به Sanctuary ، دسموند توسط انیموس 2،بقیه ی زندگیه اتزیو را مرور می کند.

نبرد در رم

مدتی بعد اتزیو در خانه ای کوچک به هوش می اید و متوجه می شود که زنی زخمش را درمان کرده است.وی پس از پرس و جو از زن متوجه می شود که یک مرد وی را به خانه ی او اورده تا زخمش را درمان کند.سپس یک دست لباس جدید اساسین ها به اتزیو می دهد و می گوید این ها را نیز ان مرد برای او فرستاده.به هر حال کار اتزیو برای اینکه کاملا درمان شود باید سراغ دکتر برود.وی در خانه را باز می کند و رم باشکوه را در مقابل خود می بیند.جایی که توسط خاندان بورجیا ویران شده.اتزیو پس از درمان دارو به سراغ ماکیاول،رئیس فرقه می رود.وی از صحبت های ماکیاول متجه می شود که در زمان حکومت بورجیا،شهر رم بشدت ویران شده و مردم ان مظلوم واقع می شوند.
پس از اشنایی اتزیو با شهر رم و کشف یکی از مقبره های رومولوس،سازنده ی رم،اتزیو و ماکیاولی تصمیم می گیرند تا انجمن خود را راه اندازی کنند تا بتوانند اساسین های جدید پرورش دهند و با بورجیا مقابله کنند.

ولی اتزیو می داند که نمی تواند این کار را به تنهایی انجام بدهد و نیاز به متحدانی نیز دارد.اتزیو مانند وقتی که در فلورانس و ونیز بود،به سراغ فاحشـ.ـه ها،دزد ها و نیروهای مزدور می رود تا از انها برای نابودی بورجیا کمک بگیرد.ماکیاولی قبلا به این افراد پیشنهاد همکاری داده بود اما نتوانسته یود انها را راضی کند.به هر حال اتزیو با زیرکی خود و انجام کار هایی برای این سه گروه،موفق می شود که به راحتی انها را به سمت خود جلب کند.
اما در این هنگام،مادام سولاری،توسط گروه Cento Occhi کشاه می شود.وقتی که اتزیو به فاحشـ.ـه خانه بر می گردد،متوجه می شود که مادر و خواهرش به رم امده اند و می خواهند به اتزیو کمک کنند.به هر حال،پس از کمی بگو مگو،کلودیا ریاست rosa in fiore،بزرگترین فاحشـ.ـه خانه ی شهر را بر عهده می گیرد.
بالاخره اتزیو بوسیله ی جاسوسانش متوجه می شود که رودریگو و چزاره بورجیا به همراه کاترینا در قلعه ی Sant'Angelo هستند.اتزیو به Sant'Angelo حمله می کند تا کاترینا را نجات بدهد و رودریگو و چزاره را بکشد.ولی هنگامی که به قلعه می رسد،می فهمد که چزاره قلعه را ترک کرده و رودریگو هم در قلعه دیده نمی شود.با اینکه اتزیو نمی تواند هدف هایش را بکشد،اما موفق می شود که کاترینا را از دست لوکرزیا بورجیا،خواهر چزاره فراری بدهد.
بعد از نبردی که در قلعه اتفاق افتاد،اتزیو تصمیم می گیرد تا مجددا برادرهود را راه اندازی کند.اتزیو به مردمی که مورد ظلم بورجیا قرار داشتند کمک می کرد و پس از نجات دادن انها،انها با به برادرهود دعوت می کرد و از انها مبارزینی شجاع می ساخت تا بتوانند رم را از زیر سایه ی بورجیا برهانند.پس از ان اتزیو موفق می شود که دو تا از مهره های اصلی تمپلار ها یعنی دکتر مالفاتو و سیلورتو سابتانی را بکشد.
مدتی بعد،اتزیو، لئونارد،دوست قدیمیه خود را ملاقات می می کند.لئوناردو سلاح های اتزیو را ارتقا می دهد.همچنین به او خبر هایی در مورد اهداف چزاره می دهد.همچنین لئوناردو می گوید که به دستور چزاره،ماشین هایی جنگی ساخته تا ارتش پاپ از انها استفاده کند.لئوناردو از اتزیو می خواهد که این وسایل را نابود کند.
مدتی بعد اتزیو می فهمد که جوآن بورجیا،یکی از ژنرال های چزاره به وی در تسخیر کردن ایتالیا کمک می کند.اتزیو توسط خواهرش کلودیا مطلع می شود که سناتوری به نام اگیدیو تروچه به جوآن بدهکار است و عده ای از سربازان جوآن به او حمله کرده اند.اتزیو تصمیم می گیرد تا سربازان جوآن را بکشد و بدهیه اگیدیو را بپردازد.
اتزیو مکان جوآن را می فهمد و تصمیم می گیرد به وی حمله کند.وی یکی از کاپیتان های بورجیا را می کشد تا بتواند نفوذ بیشتری روی منطقه داشته باشد.در همین منطقه،یک مهمانی توسط جوآن برقرار شده،اتزیو به داخل مهمانی نفوذ می کند و و بدون اینکه شناسایی جوآن را می کشد.
بعد ها،اتزیو بارتالمیو را ملاقات می کند،بارتالمیو به شدت از طرف قوای فرانسوی تحت فشار است.این قوا توسط Octavian de Valois (که ملقب به بارون بود) رهبری می شود.وی از جنرال های ارتش فرانسه و از رهبران نیروهای پاپ بود.اما چیزی که اوضاع را بدتر می کرد این بود که همسر بارتالمیو یعنی Pantasilea Baglioni توسط بارون دزدیه شده بود.بارتالمیو تصمیم می گیرد که خود را تسلیم بارون کند تا همسرش را نجات دهد،ولی اتزیو نقشه ای زیرکانه می کشد و وی را از این کار منصرف می کند.اتزیو به تعداد زیادی از سربازان فرانسوی حمله می کند و انها را می کشد.سپس زره و لباس انها را به تن افراد بارتالامئو می پوشاند.بارتالامئو با افرادش که لباس ارتش فرانسه را پوشیده اند به سمت قصر بارون حرکت می کنند.بارون متوجه کلک اتزیو نمی شود.وی می خواد همسر بارتالامئو را مقابل چشمانش بکشد،اما در همین هنگام اتزیو از مخفی گاهش بیرون می اید،بارون یک لحظه متوجه اتزیو می شود و تصمیم می گیرد سریع همسر بارتالامئو را بکشد.اما اتزیو سریعا کار خود را تمام کرده و بارون را می کشد و بارتامئو و همسرش را نجات می دهد.

سپس اتزیو La Volpe،یار قدیمیه خود و رهبر دزدان شهر را می بیند.La Volpe قبلا به اتزیو گفته بود که به ماکیاول مظنون است.به عقیده ی وی،ماکیاول کسی بود که به اساسین ها خیانت کرده بود و تمپلار ها را در حمله به مونتریجیونی یاری کرده بود.همچنین او بود که چزاره و رودریگو را از نقشه ی اتزیو برای حمله به sant’angelo مطلع کرده بود و باعث فرار انها شده بود.
بعد ها،اتزیو مطلع شد که بازیگر(در حقیقت بازیگر که نه،کسی مثل گلادیاتور که به جنگی که انجام می دادند می گفتند بازی) و بازیچه (عاشق) ی لوکرزیا به نام پیترو روسی،کلید نفوذ به قلعه را دارد.برای همین چزاره تصمیم گرفته بود که وی را بکشد.اتزیو حدث می زد که میچلتو،قاتل شخصی چزاره،بازیگر دیگر میدان نبرد است و می خواهد پیترو را بکشد.یازان اتزیو،افراد میشلتو را از پای در می اورند و به جای انها به کلوسیم (جایی که نبرد در ان روی می دهد) نفوذ می کنند.اتزیو و یارانش با میچلتو و سایر یارانش می جنگند و اتزیو موفق می شود که میچلتو را محاصره کند،اما در همین هنگام خبر می رسد که به بدن پیترو سم تزریق شده و در حال مرگ است.اتزیو از کشتن میچلتو صرف نظر می کند تا پیترو را به دکتر برساند.بعد از درمان پیترو و دست یابی اتزیو به کلید قلعه،اتزیو در راه برگشت دزدی را می بیند که در نبرد مونتریجیونی هم حضور داشته.وی کنجکاو می شود و دزد را می گیرد و متوجه می شود که دزد،خیانت کار اصلی است نه ماکیاول.اتزیو به سرعت به مقرش بر می گردد.زیرا می داند که La Volpe،مطمئن است که ماکیلول خیانت کار است و می خواد او را بکشد.وی به موقع به guild می رسد و همه چیز را برای La Volpe و ماکیاول توضیح می دهد.به هر حال کدورت ها میان دو دوست از بین می رود و ان دو به هم اعتماد می کنند.
بعد از این قضایا،اتزیو کلودیا را به فرقه دعوت می کند.و همچنین اتزیو توسط ماکیاول،به ریاست فرقه منصوب می شود.
اتزیو با استفاده از کلید پیترو،وارد قلع می شود و به طور پنهانی مشاهده می کند که میان چزاره و پدرش،مشاجره پیش امده است. چزاره هم که تقریبا تمام قدرت پاپ را در اختیار دارد و قدرتش از خود پاپ نیر بیشتر است.همین مورد خشم رودریگو را بر می انگیزد و تصمیم می گیرد چزاره را با سیب مسموم کند.اما لوکرزیا که نگران جان چزاره شده ، وی را از نقشه ی شوم پدر مطلع می کند و از مرگ چزاره جلوگیری می کند.چزاره نیز که ار نقشه ی پدرش شوکه شده،خشمگین می شود و POE را از او می خواهد.اما رودریگو از دادن سیب به او امتناع می کند.سرانجام چزاره رودریگو را می کشد و از خواهرش،مکان سیب را می پرسد.لوکرزیا به چزاره می گوید که سیب در قلعه ی Basilica di San Pietro پنهان شده است.چزاره به طرف قلعه راه می افتد،اما اتزیو که شاهد این ماجرا بود ، قبل از وی به سیب می رسد و ان را بر می دارد و از قدرت سیب برای فرار کردن از سربازان پاپ استفاده می کند.
سپس در اخرین نبرد،اتزیو و یارانش مقابل دروازه های رم در برابر نیرو های چزاره قرار می گیرند.اما در همین زمان،چزاره توسط فابیو ارسینی و به دستور پاپ جدید بازداشت می شود.اما چزاره می گوید که مدت زیادی در غل و زنجیر نمی ماند و بدست هیچ مردی کشته نمی شود.
سخنان چزاره اتزیو را نگران کرده،به همین دلیل وی با لئوناردو ملاقات می کند.اتزیو تصمیم می گیرد تا با استفاده از سیب،ببیند که آیا سخنان چزاره،حقیقت می یابند یا نه.و او متوجه می شود که بله،سخنان چزاره درست بوده.
اتزیو مقداری پول برای لئوناردو باقی می گذارد و فورا رم را ترک می کند و به سوی Viana ،شهری در اسپانیا حرکت می کند.
در سال 1507،اتزیو موفق می شود که چزاره بورجیا را از به زمین بزند.هنگامی که اتزیو می خواهد او را بکشد،چزاره فریاد می زند هیچ مردی نمی تواند او را بکشد.در نتیجه اتزیو چزاره را رها کرده و او از دیوار شهر به پایین سقوط می کند.
پس از ماجرای ویانا،اتزیو به رم بر می گردد تا سیب را در Santa Maria Aracoeli پنهان کند.و سپس کار خود را به عنوان رثیس فرقه ی اساسین ادامه می دهد.
مدت ها بعد،اتزیو به مونتریجیونی بر می گردد،به Sanctuary.ولی دلیل وی برای انجام این کار معلوم نیست.
پس از اتمام خاطرات اتزیو،بار دیگر دسموند از انیموس بلند می شود و برای پیدا کردن سیب به طرف کلوسیم راه می افتد تا از طریق راه های زیرزمینی به vault ای که اتزیو سیب را در ان قرار داده نفوذ کند.بعد از اینکه گروه به داخل vault نفوذ می کنند و دسموند سیب را پیدا می کند،جونو کسی که ساکن vault است،درباره ی گذشته ی نسل خود و انسان ها به او می گوید و سیب را به وسیله ی DNA دسموند فعال می کند.جونو دسموند را مجبور به کشتن لوسی می کند و دسمند خنجرش را در شکم لوسی فرو می کند.
در حالی که دسموند به شک فرو رفته است،دو مرد که معلوم نیست به چه سازمانی تعلق دارند،او را وارد انیموس می کنند.

داستان AC:B نسبت به سایر نسخه های این سری ضعیفتر است و پیچیدگی کمتری نسبت به 2 شماره ی قبلی دارد.ولی نباید این را فراموش کنیم که AC:B یک نسخه ی کامل نیست و طبیعتا نباید داستانی در حد و اندازه های AC2 داشته باشد.اما این به این معنا نیست که AC:B داستان ضعیفی دارد،برعکس،داستان برادرهود از بسیاری از بازی ها یک سر و گردن بالاتر است و شما را بشدت منتظر نسخه ی بعدی می گذارد.
روایت بازی کاملا مشابه نسخه های گذشته است و داستان زندگی اتزیو را در طی سال های مختلفی از عصر رنسانس از دید دسموند،روایت می کند.





نوع مطلب : نقد و بررسی بازی، راهنمای بازی ها، داستان بازی ها، 
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب